Movement Of Iranian National Unity

جنبش وحدت ملی ايران

    First page - صفحه اول    

متن مصوب منشور ( صفحه اول )
تلخ ترين حقيقت نا گفته از تاريخ معاصر ميهن عزيز

شورش سال 1357

پيش نياز پايان جنگ سرد و تجزيه و اضمحلال ابر قدرت شرق

تحولات ايران و منطقه و جهان

ابهامات و نگرانيها


هم ميهنان عزيز , چنانکه بارها گفته ايم و تکرار ميکنيم , صرفنظر از مسائل فرعی استراتژی , استقرار حکومت مذهبی ايران , حاصل توافق های پيشين دول غربی بخصوص انگلستان با طرح سرويس اطلاعاتی امريکا و دولت وقت آن کشور , بواسطه تاکيد بر دکترين ايجاد فضای باز سياسی و بيان خواستهای بر حق اجتماعی , توسط اشخاص معلوم الحال و بزرگ نمايی افراد وابسته بوده است .

طبيعی است که يادگارهای ذهنی حاصل از تشنجات دوران مشروطه و مشروعه و نيز مبارزات قهرمانانه ملی به رهبری مرحوم مصدق و از خود گذشتگی و شهامتهای بی نظير چهره های شاخص جهت کسب حقوق فردی و اجتماعی , در کنار فساد مالی و اخلاقی بخشی از وابستگان حکومت پيشين و نارضايتی عمومی ناشی از تبعيضات طبقاتی , زمينه های چنين شورشی را هر چه بيشتر فراهم آورد .

در اينجا لازم به ذکر است که غفلت سيستم اطلاع رسانی رسانه های جمعی داخلی در آگاه نمودن مردم از پيشرفتها و دست آورد های آن دوران و خصوصا شناساندن چهره های کريه , ليکن معصوم المنظر ( تحت لوای مبلغ مذهبی ) و زير بنای اعتقادی آنان که بديهی است برای همگان ناشناخته نبود , در سرعت سرايت آتش خانمان سوزی که دست اهريمنی دشمنان ملت و ميهن بپا کردند , موثر افتاد .

حقيقتا چنانچه اين حرکت بر اساس اراده ملی به کژ راهه نميرفت , آغاز تاريخ نوينی برای ايرانيان پس از قبول ساماندهی به امور از طرف زنده ياد بختيار نبود ؟

کوتاه کلام اينکه تحويل حکومت به اينان با طراحی غير قابل انکار سياستگذاران پشت پرده جهان غرب و بواسطه باور بر سازش ناپذيری شيعه تند رو با هر گونه تشکلات مذهبی و غير مذهبی و تحريک شور ملی و در راستای اهداف از پيش تعئين شده و عدم پيش بينی عملکردهای آينده حاکمان مذهبی , توسط بيگانگان انجام گرفته است .

اين چرخش در سياستهای از پيش تعئين شده و مورد توافق واقع شده , به محض تحکيم قدرت کاملا مشهود بود .

تحولات همزمان سياسی نظامی در منطقه خاور ميانه و خصوصا همسايگان ما , پيش و پس از جايگزينی حکومت اسلامی , بعنوان ايجاد کمربند امنيت ، پيش نياز هايی برای تجزيه و انهدام اتحاد جماهير سوسياليستی شوروی , مدعی رهبری کمونيسم بين الملل , که پرداختن به جزئيات , در اين مقوله نميگنجد , هدف اصلی و نهائی جنگ سرد ميان جهان دو قطبی بوده است .

جنگهای منطقه ای افغانستان با شوروی و خصوصا عراق با ايران نيز در اين راستا قابل تامل ميباشد .

باتلاق افغانستان در سال 1979 برای ابر قدرت شرق , زمينه های اجتماعی لازم را در کنار مشکلات اقتصادی و سياسی آن دوران فراهم آورد تا در آينده ای نه چندان دور ( پس از مرگ چرنيکو در سال 1984 و انتخاب گورباچف و ديدار سران کشورهای صنعتی غربی در همين سال ) در عين کمرنگ جلوه دادن پندار قدرت ارتش شوروی , بزودی با اضمحلال ايدئولوژیک روبرو گردد که با توجه به پتانسيل موجود در ميان آن ناحيه و بيزاری آنان از ريشه های اعتقادی ماترياليسم و با بهانه عدم توان پيش برد بار مالی ديگر جمهوريها , با استقبال گرم و تامل انگيز خصوصا روسيه , روسيه سفيد و اوکراين تن به تجزيه بسپارد .

جنگ ايران با عراق نيز که حاصل ديوانگيهای حاکم عراق و روحيه جنگ طلبی سران هر دو کشور و دستور پذيری آنان بر ادامه نبرد , خصوصا به هدف فرسايش و از بين بردن توان اقتصادی و نظامی و تخريب و انهدام کليه تاسيسات زير بنايی طرفين درگير ميبود , در عين حال بهانه ای محکم جهت کشتارها و تسويه حسابهای سياسی , فرقه ای حکومت , با مخالفين , به شيوه جنگ روانی و براه اندازی درگيری های داخلی ( با مجوز خارجی ) و بدنبال وابستگی و نا آگاهی سران بسياری از گروههای متشکل سياسی گرديد که منجر به قلع و قمع بيشمار جوانان رشيد اين مرز و بوم در ميادين نبرد بی حاصل ( پس از آزاد سازی خرمشهر ) و اعدامهای دست جمعی و به بند کشيدن و سرکوب همه جانبه زنان و مردان آزاده کشور عزيزمان شد .

در اين کارزار , کودتای نظاميان در ترکيه و ايجاد پايگاههای نظامی ناتو در آن کشور , حضور بی سابقه نيروهای نظامی غرب در خليج فارس و کشورهای جنوبی ايران , حضور مضاعف اين نيروها در خاور دور و اروپای غربی , کنترل اوضاع در پاکستان و تبليغات گسترده همزمان در کشورهای اروپای شرقی و تحليل توان وجودی آنان و نيز تبليغات گسترده جهت مضمحل کردن بنيادهای اعتقادی و اقتصادی در چين هم سو ميبوده است .
در چنان شرايطی ايران بعنوان مرکز و هسته اصلی قدرت منطقه و بواسطه موقعيت سوق الجيشی و بخصوص معادن عظيم نفت و گاز قربانی اول اين تراژدی شوم بوده است .

ليکن پس از محقق شدن سناريوی فوق ( در خلال سالهای 1979 الی 1986 ) با توجه به ساختار فکری حکومتهای ايران و عراق و فاشيسم قدرتمند بوجود آمده در خلال سالهای پايانی جنگ و خصوصا پس از مرگ خمينی و ايجاد روابط مستقيم و علنی سياسی , تسليحاتی و بازيچه قرار گرفتن سران حکومت اسلامی در هم سويی با اهداف دراز مدت بلوک شرق برای ايجاد جبهه مشترک در برابر يک قطبی شدن جهان , اوضاع نا خواسته بسيار پيچيده سياسی نظامی ايجاد گرديده و منطقه به کانون خطر بزرگتری تبديل شده است .

خطری که در مقابله با اين عوارض پيش بينی نشده , دولتهای غربی و در راس آنها ايالات متحده آمريکا , اقدام به حضور گسترده تر نظامی و وضع قوانين بازدارنده , برای در اختيار گرفتن توان اقتصادی و تضعيف بنيه ايران و نيز طراحی برای تغيير جغرافيای سياسی ( و يا احتمالا مرزی ) جهت نا امن نگاه داشتن منطقه نموده اند .

( به حملات مستقيم به عراق پس از سناريوی اشغال کويت و بدنبال آن کاستن از بار مالی حضور مستقيم با ياری ذخيره های ارزی کشورهای نفت خيز توجه شود )

در خلال اين سالها پس از همکاريهای تسليحاتی با روسيه , چين , کره شمالی , جمهوريهای خودمختار مشترک المنافع و انتقال موشک های دور برد و کلاهک های هسته ای و استقرار آنها در خاک ايران و تلاش بی وقفه جهت خريد هر چه بيشتر جنگ افزار و اختصاص مبالغ هنگفت برای انتقال فن آوری ساخت سلاحهای شيميايی , ميکروبی , بيولوژيک و اتمی از طرف حکومت ولايی و انباشت آنها در زاغه ها , طرح اوليه حالت معکوس پيدا کرده و اينبار با توجه به نافهمی و خرد ناپذيری سران اين حکومت , صلح و امنيت جهانی را به مخاطره افکنده است .

توجه به اين واقعيت ضروری است که بواسطه اختلاف ديدگاه جناحهای متفاوت قدرت نظامی و خطر بروز جنگهای فراگير منطقه ای و نيز حمايت گسترده حکومت اسلامی از گروههای تروريست و گسترش دامنه خونريزی به نقاط ديگر جهان پيکان خطر مستقيما متوجه ملت شريف ايران است .

نهايتا وابستگی سران رژيم حاکم و توافقهای پنهان و آشکار آنان ( بر اساس مصلحت حکومتی ) حتی با کينه توز ترين دشمنان ملت و مملکت برای ادامه حيات و دستيابی به اهداف فرقه ای که در مقابل ايستادگی غرور آفرين جامعه بر هر گونه تعرض و تجاوز به حقوق فردی و اجتماعی و تاراج منابع سرمايه ای صورت ميگيرد مشروعيتی به آن نميدهد .

اينان هدف آبادانی و رفاه عمومی را برای ايران امروز و نسل فردا در نظر ندارند و آينده ای بسيار تاريک پيش چشم دل نگرانان و دوست داران ميهن عزيز و آينده بشريت و امنيت جهانی ترسيم نموده اند .