|
متن مصوب منشور ( صفحه اول )
( ريا کاران و اشخاص خود نما مشرکند , زيرا کوچکترين خلل که در صميميت اراده و خلوص نيت حاصل شود خدائی نوين در سجده گاه رياکاران ميگذارد ) امام علی
ايرانی امروز توجه به خوبيها و خوب شدن دارد و به شما و عواملتان , بدليل موهومات اعتقادی هيچ مشروعيت و اصالتی نميدهد و شما را تسلط يافته ای تلقين گر و جابرانی ظالم ميداند .
زبان اصلی در کار حکومت زبان وجودی جامعه است و توفيق حکومت جز از راه مقبول واقع شدن , ممکن نمی شود .
گفتنی ها بايد ديدنی و ملموس باشد و حضور را زنده کند .
همگان بايد قدر و ظرفيت خود را بشناسند تا توقع را با همان هماهنگ کنند تا نابود نشوند و آن ميزان تحول و کمال شخصيت انسان است که تا چه حدودی توان نيک زيستن دارد و در مقابل چه حدی از جلوه های مادی و شهوانی و يا حتی اعتقادی , باز هم ممکن است داوريهای آزاد , بايسته و خردمندانه اظهار کند .
وضعيت کنونی معادلات اجتماعی بين ملت و حکومت و رهبری و نهاد های قدرت نمايانگر آنست که اين بزرگترين اشتباهی است که شمايان بواسطه نا آگاهی , وابستگی و يکسو نگری و عدم شناخت صحيح ريشه های اجتماعی ايران به آن مرتکب شده ايد .
بدی برخورد و اخلاق , ديگران را در مورد ارزش انسان دچار ترديد ميکند . فهم خوب و بد , تنها با گفتن و شنيدن ميسر نيست که ديدن و تبئين لازم دارد .
درک زندگی و چگونه زيستن , فهميدنی است و نه دانستنی , و اين بايد بدفعات لمس شود تا حاصل آيد که در طول حکومت شمايان , خصوصا" جامعه ايرانی آن را باور کرده است .
باور شما به اينکه , دانستن را به جای فهميدن , پذيرفتن , بزرگترين گمراهی است .
فقه اعتقادی شما ديگر نزد جامعه موحد ايرانی , اصطلاحات دينی و امور ذهنی نيست و اين همان ميزانی است که ملت بدان دست يافته است .
جامعه اکنون بخوبی ميفهمد که بر اساس دريافت کلی دين با عقل نظری , هر کس در مقام عمل بگونه ای رفتار ميکند و بر ديگران معترض ميشود که تبئين مجرد از دين نزد اوست و اين اصلی ترين درد جامعه است .
قدرت تفکر , ابتکار , تميز و داوری در اکثريت جامعه ايران امروز مشهود است و بهمين علت است که بين اشخاص وابسته شما تفاوتی قائل نميشود و همگی را در چهارچوب سازمان انديشه ای حکومت نقد و تبئين ميکند .
انسان سالم دريافتهای حواس ظاهر را ملاک آدميت نميشمارد و در برابر محيط دارای قدرت بصيرت و بينش و تحليل بر پايه خرد ميباشد .
عايقها , مانعها و تصنع ها عدل روانی را از بين ميبرند . چنانکه در شما و در اذهان تمامی وابستگان حکومتی شما از بين برده اند .
آنچه در جامعه , در بخش اقليت سرکوب گر مال اندوز عموما" وابسته به مجموعه حکومت ميبينيم , فسادی است که در همه موارد حاصل بی علمی و بی هنری نيست که در اثر عدم ضمانت اخلاقی و نادرستی منطق روانی است .
انسان با معنا ميتواند ديگر ساز هم باشد .
هرگاه انسان به لياقت خود مشکوک شد , دچار اعمال غير انسانی و غير اجتماعی ميشود که نشانه های آن , حالات بحرانی , واپس زده , آشفتگی مدام , توهم , هذيان و خيالبافی است و در مقام حکومت , مدام حمله عمومی را عليه خود بنظر می آورد و در او هيجانی دست ميدهد که آغاز مقاومت و تحميل قدرت است .
چاپلوسان و اطرافيان شما رابطه شان چنان با زندگی معمول اجتماع و با نظرات و داوريهای آن فاصله گرفته است که در آنها از وجدان و اصالت روان , احساسی حادث نميشود و درک زشتی و قباحت نميکنند و وجودشان بر ارزشها توجه ندارد که اين مستقيما ناشی از رفتارها و انديشه های کفر آميز شماست .
وضعيت کنونی جامعه روش دفعی و حفظی برای سالم ماندن در محيط بد اعتقادان است .
نه تنها ملت شريف و آزاده ايران که هيچ ملتی شما را و هيچ کس ديگری را بعنوان قيم و سرپرست خود نپذيرفته و نميپذيرد .
شمايان نه تنها اشاعه دهنده آزادی و عدالت نيستيد که اين دو ادعا به حقيقت تجسم عينی اسارت و ظلم است .
کليشه های اعتقادی شمايان بر همگان روشن است .
ايران امروز قدرت فهم حقيقت را دارد و تنها در چگونگی بيان آن در دوران گذر به سر ميبرد .
آنچه شما و ديگر بازیگران اين نمايش تلخ و دهشتناک نميفهمند اينکه , تا به امروز مردم کوشيده اند , در انتخاب چند نا حق , والاتر را شناخته و با مقابله با شر پست تر , فضيلت مافوق را بجويند و اين ريشه مبارزه با محيط آلوده است که آثار خفقان در آن کاملا مشهود است .
شما آنچنان در آئينه بزرگ نمای کج انديشی , وابستگی , خيالات و کينه و خود خواهی ها محو شده ايد که از درک ابتدايی ترين خطر اصلی برای ساده انديش ترين انسانها در زمينه فقر روانی عاجز مانده ايد .
ايرانی امروز شما را نماد عينی ضحاک افسانه ای تاريخ پر نشيب و فراز ديار خود ميداند که تمامی تلاش خود را جهت نابودی افکار و انديشه های آزاد نگر جامعه معطوف کرده است .
روح اجتماعی انسان خردمند موحد و آزاده , خانه , کوچه , محله , بازار , مدارس , دانشگاه , مراکز علمی و فرهنگی اماکن حرفه ای , دولت و حکومت و تمامی ابعاد اجتماعی و جهانی را يک خانواده ميداند و اين تنها بحران استبداد امروزی است که بزودی مرتفع خواهد شد و روح خانوادگی به ميان جامعه حضور خواهد يافت .
|