|
متن مصوب منشور ( صفحه اول )
نيروهای مسلح ايران
ارتش , سپاه پاسداران و نيروهای متعارف انتظامی کشور
بدانيد که ملت شريف , خود را وامدار و متعهد در برابر جانبازيها و غيرتمند يهای شما , در قبال تجاوز اغيار به حرمت و حريم کشور ميداند .
ميان شما و مردم هيچگونه کينه و دشمنی وجود ندارد , که همگی فرزندان و صاحبان اصلی اين آب و خاک و مايه افتخار و سربلندی و همبستگی جاودانه خانواده اصيل ايرانی و باعث امنيت و در سايه آن پيشرفت و رفاه ملی ميباشيد .
آگاه باشيد که خيانت و وابستگی تعدادی عناصر خودفروخته و مال اندوز , خصوصا فرماندهان منتخب رهبری و جمع کثيری از منتسبين آنها , با مجموعه سازمانی شما پيوند بنيادين ندارد و شما خود ميبايستی به طرد آنان اقدام نماييد , که در مواردی نموده ايد .
از آنجا که آينده متعلق به خانواده ايرانی است , از هر گونه رويارويی با حرکتهای مردمی اکيدا بپرهيزيد و با تحريکات افراد خود فروخته و نا آگاه و متحجر به برادر کشی دست نيازيد که ملت نيازمند پشتيبانی و فداکاريهای رشادتمندانه شماست .
وظيفه شما در شرايط کنونی جلو گيری از هر گونه حرکتهای نظامی برون مرزی , مبارزه با سوداگران مواد افيونی برخورد با بزه کاران معترض به آسايش و امنيت تمامی اقشار اجتماع و جلوگيری قاطعانه از سرکوب و آزار هموطنان خود بدست عده ای معلوم الحال است .
وظيفه شما پاسداری از شرافت انسانی , ملی و دينی است که اين همانا , تداوم مفهوم اخلاق و زير بنای فکری و ارزشهای تاريخی اين سرزمين ميباشد .
بدانيد که خواسته های بر حق ملت , کوتاه نمودن دست و اراده بيگانگان از سرنوشت خود و فرزندان و آيندگان است .
جلو گيری از تاراج و چپاول سرمايه های ملی ايران و ذخاير عظيم و غنی خدا دادی است . جلو گيری از هر گونه بازداشت , قتل , شکنجه و آزار شير زنان و آزادمردانی است که با نام محترم دين و کلمه خدا و بفرمان و بهانه مشروعيت عده ای خاص صورت ميگيرد .
تامين آينده خانواده ها و خصوصا بيش از 25 ميليون کودک , نو جوان و جوان کمتر از بيست سال است .
اجرای عدالت اجتماعی بر اساس جلو گيری از دزديهای خرد و کلان تحت هر نام و به گردش در آوردن سرمايه ها جهت بسيج نيازهای زندگی برای عموم , توسط افراد صاحب صلاحيت های تخصصی دلسوز است .
حق تساوی برخورداری عموم افراد از امکانات ملی و ميهنی است .
حق داشتن انديشه های آزاد و ابراز آن در محيطی امن و صميمی به جهت برخورد آرا و نظرات در سيستم نوين پارلمانی است .
حق حاکميت مردم بر مردم و انزجار از يکسو نگری و ديکتاتوری , تحت هر نام , برای پيشرفت جامعه است . حق بهره گيری از مواهب طبيعی و برخورداری از آزاديهای اجتماعی بر اساس نزاکت عمومی است .
حق شادمانی و نيک بختی است که اينها ابتدايی ترين مواهبی است که خداوند برای رشد و تعالی در اختيار بشر قرار داده است و خداوند نظام آفرينش را که سپرده به انسان است , خصم نميداند .
عزيزان و دلاوران
حاکمان امروز ايران , پيروان عثمان بن سعيد عمری , محمد بن عثمان , حسين بن روح نو بختی و محمد بن علی سيمری ميباشند که دين را باور ديگری دارند .
اموری که به جهت بهشت جويی و تحت عنوان گردن گذاری به به اوامر آنان انجام ميرسد .
که حکومت از آن امام است و از آنجا که او حاضر نيست , فقها يا مجتهدان و بقولی ولی فقيه جانشين او هستند و بنياد دين , شناختن و فرمانبری از آنان و دشمنی با دشمنان ايشان است که مايه رستگاری است .
ای فرزندان سرزمين هميشه اهورايی
بدانيد که خشنودی خداوند در امداد و همدستی و حمايت از داد و راستيها و خوشی و شادمانی ديگران را خواستن و به مهربانی کوشيدن است .
مردم لشگريان نامحرم دين نيستند .
هدف و آرمان ملت در باور و يقين , ايجاد و تاسيس حکومتی معتدل و ملی است . زيربنا و محور آن اعتقاد به توحيد مطلق پروردگار و بدور از هر گونه پندار بافی و خيال پردازی بنام دين و متکی بر دانش و خرد ميباشد که بر آزاد انديشی نيک خواهی , دادگری , آبادانی , حقيقت و تساوی استوار است .
رسالت اديان نيرومند گردانيدن روان است که قدرت مذهبی حاکم با استفاده ابزاری از شما بعنوان قدرت زور و با بهره گيری از قدرت اربابی حاکم بر مردم , اين مفهوم را چيرگی به زير دستان خود مينامند و در حالی ملت را صغير و پيرو تمايلات جان و تن و خود را دارای اختيارات مافوق بشری ميدانند که پيامبر اسلام نيز حتی , با آن جايگاه خود را فردی همچون ديگران دانسته و صرفا به واسطه وحی به تربيت و اصلاح اجتماع کوشيده است .
همين گمراهی و عدم درک جايگاه دين در بطن وجود که جامعه انسانی والاترين آنهاست , بدتر از پرستش بتهاست و زيانش بسيار بيشتر ميباشد .
واين جدای از هدف محمد مصطفی است که آزاد شدن از اسارت فقر و جهل و ترس و شرک و کفر , تحت هر نام و شمايلی بر اساس توحيد ميباشد .
هر کس خود را اينگونه در يادها و اذهان مطرح نمايد و با زور بر مردم حکم براند , در مقابل اراده ايزدی محکوم به نفرت ابدی است .
رسالت پيامبران همانا رستگاری آدميان بوده است , نه آنکه از ايشان نام و طريقی دست مايه افرادی , جهت منافع شخصی و گروهی باقی بماند .
دين برای رستگاری مردمان است , نه آنکه خود هدف باشد .
نام هيچکس با آفريدگار هستی هم رده نيست .
|