|
متن مصوب منشور ( صفحه اول )
بنام ايزد يکتا
بنام اراده حاکم بر وجود , آفريننده مطلق هستی , قدرتی بی نهايت و مهربان , کامل و غنی , که حقيقت حيات و ذات عشق و زيبائی است و تفوق کامل او . اصل جاودانگی است .
بنام انسان و نيروی روان و پويايی انديشه , که نمودی از ذات پاک خداوند است و غلبه آن بر خواستهای جان و تن تنها مايه برتری او بر مخلوقات است .
بنام مجموعه هستی و بنام زمين , که محيطی زيبا , آراسته , سنجيده و سپرده بدست آدمی است و بنام دين که جوهره عشق به پروردگار است .
آفريدگاری که دامنه پندار مدعيان شناخت او مايه گرفتاری و دشمنی ميان انسانهاست .
بنام فرمان بزرگ پروردگار , که شناخت حقيقت انگيزه هاست , تا با راهنمايی دانشها و خستگی ناپذيری آئين طبيعت به آبادانی بکوشيم , که اين جایگاه رفيع بشريت است .
والاترين نبرد در جهان , کشاکش ميان فهم و خرد و انديشه وشرم و آزرم با آز و خشم و کينه و خودخواهی است .
نبرد پندار بافی و دغل کاری با راستيها , درستيها و صداقتهاست .
جنگ ستم گری , چاپلوسی و چيرگی با عدالت , دادگری و آزادگی است , تا آدمی هوسها و اخلاق پست حيوانی را کنار گذارده و عمر کوتاه خود را معرکه فريفتن و قريفته شدن , گردن فرازی , جهان و جهانيان را از آن خود دانستن و به هر کاری آزاد بودن نگرداند .
هدف , همدستی برای جهانی نيک تر و سودمند تر برای همه افراد بشر و آيندگان است .
مقصود زندگی خرسندی است و اين جز با عشق و ايثار متقابل فرد و اجتماع ميسر نخواهد شد .
اتحاد و وحدت با دستيابی به اين آرمان است که گسيخته نميگردد .
دين نگهبان آزادگی و تسلط روان است .
دين نيز همچون تمامی جهان بينی های اختياری , ميزانی است تا معنای زندگی و جهان را نزد انسانها روشن نمايد تا آماده خدمت در آن شوند و ظرفيت آدمی و حقيقت وجود را بشناساند تا محتوا را , که انسانها از ديده ها و شنيده ها و تجربه ها و دريافتها کسب ميکنند , منطق بدهد تا از ميل طبيعی به درک حقايق کاسته نشود .
هدف دين , حفاظت و ايجاد عادات و انگيزه با اشاعه خرافات و تحريم حقيقت و سرکوب نيست , که باروری و نيرومند ساختن روان و ساخت صفات و ايجاد خوی و روش است .
هدف , اعتقاد به وحدانيت آفريننده هستی و پاکسازی اخلاق در باورها می باشد که اينها کاملا" با الغای نظرات مغاير است . هدف دين , رشد خود آگاهی است که مانع تضاد , نفاق , دروغ , تکذيب و در نهايت جدائی بينشی بين مردم شود .
"هدف دين درک عدالت , آزادی و آگاهی و حرکت به سوی صلاح است و نه خلافت و تمايز طبقه و اشرافيت و نه اسارت و خواب و سکون و نه تقيه و شفاعت و توقيع و انتظار ، که اينها تقابل هميشگی توحيد با شرک و کفر است .
توحيد محور نهضتی است که اراده مردم صالح را بر عاملان استبداد سياسی و استثمار اقتصادی و استحمار مذهبی حاکم ميکند .
مردمی که هميشه قربانيان آن بوده اند و گرسنگی , فقر , رنج , تاراج و غارتگری , تقلب و تعصب , قوم پرستی , انحصار طلبی , تجزيه طبقاتی , تحقير انسانی و در يک کلام ظلم را که جادوی تخدير عامل آن است با تمامی وجود حس ميکنند .
توحيد و شرک نقيض يکديگرند و اين مشکل همه حاکمان زور مدار تاريخ با انسانهای آزاده و موحد است که ميخواسته اند همه نعمتهای مادی و ارزشهای معنوی و حتی فضيلتهای اخلاقی را به اعوان خود ببخشند و انسانها را در گرفتاری و محروميت کار و گرسنگی و جهل و بردگی و ترس رها کنند .
حاکمانی که بنام خدا , ليکن در عين تبلور شرک می خواهند انسان را به عنوان موجودی مخلوق , مجبور و تابع و متاثر از نيروهای مختلف متلاشی کنند و از بين ببرند . "
انسان آگاهی که ميداند در مقابل اطاعت تحت فشار هر چه او را بدهند , گرانمايه تر از شخصيت او نيست که از وی بگيرند .
|